شعر جدیدمو تقدیم می کنم به گلهای تنهایی که تنها نیستن!![]()
ای گل تنهایی من ٬ من مثلت تنها شدم
همه می گن تو تنهایی ٬ از همه من غمگین شدم
دلم می گیره وقتی که به تنهاییم فکر می کنم
ای گل تنهایی من ٬ به دوریتون فکر می کنم
می گم چرا باید فقط ٬ من بدون گل بمونم
مگه من دل ندارم ٬ نمی تونم ٬ نمی تونم
منم هر به یادتون پلک روی هم نمی ذارم
از رو دلم نمی تونم ٬ غصه هاتونو بر دارم
غصه دارم ٬ غصه دارم ٬ ای گل تنهایی من
غصه هامو برای من ٬ از ریششون تبر بزن
بیا بگو ای گل من ٬ من دیگه تنها نمی شم
بگو که حتی نمی خوام ٬ یه لحظه از تو دور بشم
بگو که پژمرده نشی ٬ از حرفای توی دلت
نمی تونی به من نگو ٬ می خونم از توی چشت
ای گل تنهایی من ٬ منم مثلت تنها شدم
برای زنده موندنم از آدما رها شدم
حتی دیگه حوصله ٬ ترانه هامو ندارم
ای گل تنهایی من ٬ من دیگه یاری ندارم


این شعر جدیدمه ! داغ داغ
امیدوارم خوشتون بیاد.
مدتیه که دلم هواتو کرده می دونه پیدات نمی سه اما می گرده
مدتیه که چشام تو رو میبینن میدونن که تو خیالی اما میشینن
میشینن منتظر به راه و جاده باورش سخته که رفتی خیلی ساده
آخه اون حرفای تو واسم بهونن یادگاریات تو دستام از تو نشونن
آخه رفتی از اینجا مهربونم بعد تو زندگی سخته نمی تونم
اگه رفتی چرا شبا می یای تو خواب و رویام
بذار باور کنم واسه همیشه دیگه تنهام
اگه رفتی چرا عطرت پیچیده توی خونه
گلی که کاشتی تو باغچه از تو می خونه
اگه رفتی چرا دستام هنوز خیلی گرمن
جواب این سوالا رو می دی یه روزی حتماً
اگه رفتی تو بدون خاطرهات زنده موندن
می دونن بدون تو گریم می گیره واسم آواز می خونن
اینم یه شعر خوشگل از آقا رضای صادقی که توی شعرام بهم خیلی کمک می کنه
تقدیم به شما

مي خوام تو رو كه باشي جون بدي تا نميرم
عزيز هم ترانه تو واژه ها اسيرم
مي خوام تو رو كه باشي تو ، دم دم نفسهام
تو لحظه هاي دردم محكم بگيري دستام
مي خوام تو رو كه باشي حتي اگه نباشم
حتي اگه تو رويا خيال رفته باشم
مي خوام تو رو كه باشي گم بشي تو وجودم
حتي وقتي نبودي من عاشق تو بودم
از من بخواه كه باشم كم نيارم تو دستات
پر پر بشم تو حس خواب لطيف چشمات
از من بخواه كه باشم بودني رنگ موندن
حست كنم تو رگهام عين ترانه خوندن
از تو مي خوام كه باشي باشم و باشه ياور
تو لحظه هام بموني تا دمدماي آخر
از تو مي خوام كه باشي تا كه ترانه باشه
اگه يه روز بميرم اگه يه روز بميرم اگه يه روز بميرم
رو شونه ي تو باشه
شب سیاه و تاریک و سرده مثل درده تو دل کوچیکه مرده
توی شب ستاره ها می شن پدیدار می رسه لحظه ی عاشقی و دیدار
گل مريم قرمز ، شايدم زرد و سياه
عمر مريم كوتاه ، خيلي زود مي شه تباه
گل مريم عاشق ، شايدم يه گل سادس
وقتي اونو بو كنم ، مي ده به من تازه نفس
گل مريم مي تونه زندگي رو عوض كنه
آخه گاه ، يكي بايد زود اونو هرس كنه
شايدم اون يه گله ، رويايي و قشنگ باشه
شايدم دو رنگ و شايد يه رنگ باشه
فقط اينو مي دونم گل مريم با منه
گل مريم هميشه زنده توي قلبمه
گل مريم يه گله توي تموم قصه ها
گل مريم زنده كرده تموم آرزوها
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

این روزا غم و غصه کل جسممو گرفته
می خوام که داد بزنم ، از اونایی که دلم گرفته
این روزا بد جوری قلبم گله داره از همه
می خواد که حرف بزنه ، ولی فرصتش کمه
اشکهای من خشک شدنو گریه نمی خوان این چشام
می خوان یه قلی مهربون که عشقشو بده برام
این روزا با اون روزافرق می کنن خیلی زیاد
انگاری دنیا نمی خواد ، با پاهام راهی بیاد
فردای من هیچ نمی یاد ، امروز من حروم شده
مونده یه دیروز قشنگ ، که اونم تموم شده
بازم خدا رو شکر می گم ، که خاطره هام یادمه
امروز و فردا رو ولش ، خدا همیشه با منه

وقتی که لاو استوری می شه یه قصه ی افسانه وار
از چشا اشک می ریزه حتی از چشم دیوار
وقتی عشق غصه می شه تو قلب پاک آدما
وقتی که سکوت باشه از هیچ جایی نیاد صدا
وقتی که تنها می شی مثل ستاره های دور
وقتی که نابود می شی توی شبها مثل نور
اون موقع است فرشته اشک میریزن به زیر پای ناز تو
غم دلشونو می شکنه ، بهشت نداره رنگ و بو
حتی خدا همش واسه ی تو غصه داره
قصه ی عشق من و تو دیگه راهی نداره
گفتم بخونم يه ترانه ي جديد
هر چه قدر داد زدم ، هيچكسي منو نديد
گفتم و نوشتمو خطش زدم
آخه منو نگاه كنين،مگه من خيلي بدم
گفتم كه دل عاشق بشه
چرا گريه ي من بند نمي ياد ، آخه اين دلم چشه
بيا برگرد گلم ، حالم خرابه
بيا دستامو بگير ، روزام سرابه
بيا برگرد خوب من ، اينجا غريبم
نمي خوام بدونه تو اينجا بميرم
اينارو گفتم بگم ، حرفي نمونه
گريه هام فداي تو ، نمي خوام اشكي بمونه
من شعر سکوتم را در گوش تو خواهم خواند، شب های بلندم را با یاد تو خواهم ماند، من ریشه ی عشقم را در قلب تو خواهم کاشت، آن صحبت اول را در خاطره خواهم داشت
دلم گرفته از آدمایی که میگن دوستت دارم اما معنیشو نمیدونن ، از آدمایی که میخوان ماله اونا باشی اما خودشون مال تو نیستند ، از اونایی که زیر بارون برات میمیرن و وقتی آفتاب میشه همه چیز یادشون میره
زرد است که لبريز حقايق شده است ... تلخ اسـت که با درد موافق شـده اسـت شاعـر نشـــدی وگـرنه مـی فهميدی ... پاييز بهاری است که عاشق شده است