
عشق نمي پرسه که تو کي هستي فقط ميگه تو مال من هستي، ![]()
عشق نمي پرسه اهل کجايي فقط ميگه تو قلب من هستي، ![]()
عشق نمي پرسه تو چيکار ميکني فقط ميگه باعث ميشي قلب من به ضربان بيفته،![]()
عشق نمي پرسه چرا دور هستي فقط ميگه هميشه با من هستي،![]()
عشق نمي پرسه که دوستم داري؟؟؟؟ فقط ميگه دوستت دارم![]()

اگه يكم فكر كني ميبيني زندگي ارزش زنده بودن رو نداره .
اگه يكم بيشتر فكر كني ميبيني زندگي ارزش مردنو هم نداره .
اما
مردنو زنده بودن ارزش فكر كردنو نداره اگه خيلي فكر كني مي بيني

دنيا ۲روزه يه روز با تو و يه روز عليه تو
روزي كه با توست مغرور مباش
و روزي كه عليه توست صبور باش

براي پي بردن به ارزش يک دوست،
آن را از دست بده

محبت تنها هدیه ایست که بسته بندی زیبا نمی خواهد![]()
گفت : زندگي مانند يک سرسره است . عده اي آن بالا هنوز منتظرند که پايين بيايند .
عده اي در ابتداي راهند . عده اي در وسط راه و عده اي هم به آخر اين راه نزديک مي
شوند عده ديگري هم اين مسير را تمام کرده اند . در طول اين مسير موج وار فراز و
نشيبهاي زيادي وجود دارد . اما بايد ياد بگيري در هر کجاي آن هستي از همانجا لذت
ببري . در لحظه زندگي کن....
که چرا قافل از احوال دل خويـشــتـنـتـم
از کجا آمده ام آمـدنم بهر چــه بود
به کجا ميروم آخر ننـمـائـي وتــنــم ؟
مانده ام سخت عجـب کزچه سبب ساخت مرا
يا چـه بودست مراد وي ازين ساختـنـــم
جـان که از عالم علـوي ست يـقـيـن مي دانـم
رخت خود باز بر آنم که همان جا فکندم
مرغ باغ مـلـــکوتــم نيــم از عالــم خاکـــ
دو سه روزي قـفسي ساخته اند از بدنــم
اي خوش آن روز که پروازک نم تا در دوســت
به هـواي سر کويش پرو بالـي بزنــم
کـيـســت در گوش که ا و مي شـنـود آواز
يا کدامين که سخن مي نـهـد اندر دهــنـم؟
(منسوب به مولوي)
دلم برات تنگ شده جونم
مي خوام ببينمت نميتونم
بين ما ديوارها ی سنگی
فاصله يک عمره ميدونم
بقض ترانمو شکستم
ميخوام بگم عاشقت هستم
تو بودی تمام هستی مستی راستی تمام غصه من
تو بودی سنگ سبورم و نگاهه دورم و لبهای بسته من
امشب به شوق بهار آمده ام که سبز بنویسم
یا سبز باشم و گویم که از ترانه لبریزم
با شور و نشاط و طراوت یک ساله
در جام خالی بهار شراب عشق ریزم

بر گرفته از وب لاگ (http://www.ofrodit.blogfa.com/)


