آنکس که زمین و چرخ افلاک نهاد
بس داغ که او بر دل غمناک نهاد
بسیار لب چو لعل وزلفین چو مشک
در طبل و زمین حقهء خاک نهاد !



گل سنگم گل سنگم
چي بگم از دل تنگم
مثل آفتاب اگه بر من
نتابي سردم و بيرنگم
همه آهم همه دردم
مث طوفان پُر گردم
باد مستم كه تو صحرا
مي پيچم دور تو ميگردم
مث بارون اگه نباري
خبر از حال من نداري
بي تو پرپر ميشم دو روزه
دل سنگت برام ميسوزه
گل سنگم گل سنگم
چي بگم از دل تنگم




میدانی که خیلی دوستت دارم ، میدانم که نمیدانی بیش از عشق بر تو عاشقم....
میدانی که بدون تو زندگی برایم پوچ است ، میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر زندگی
وجود ندارد....میدانی که بدون تو عاشقی برایم عذاب است ،
میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی نیست برای عاشق شدن....
میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب می شود ،
میدانم که نمیدانی بدون تو دیگر لحظه ای باقی نیست برای ادامه زندگی...
میدانی که همه فکر و زندگی من تو شده ای و تمام لحظه ها نام تو را در قلبم زمزمه
میکنم ، میدانم که نمیدانی از زندگی برایم عزیزتری ، زندگی در مقابل تو برایم کم
است تو دنیای من شده ای عزیزم...


چه غمگینانه میپیچد درون کوچه قلبم
صدای تو که میگفتی به جز تو دل نمیبندم
فریب وعده هایت را ندانستم ولی اکنون
به یاد خنده های تو میان گریه میخندم


تو هر هفته به دیدنم بیا و برایم گلهای سرخ بیا ور![]()
اما اگر تو بمیری
من تنها یک بار به دیدنت میایم و آ ن دسته گل سفیدی که با خون خود سرخ کرده ام بر مزارت می گذارم و همان جا میمیرم
تا بدانی هیچ وقت تنها نیستی ....................![]()
.jpg)
